تبليغاتX
عاشقانه


عاشقانه

آثار بجا مانده از یک عاشق
دوستان عاشق تنها
دوستان عاشق
موضوعات
آمار وب
طراح قالب:
لوگو دوستان
كدهاي جاوا
داستان درام
می خوام براتون امروز داستانی رو بگم که جالبه و کمی درام عاطفی ....

یه روزی من داشتم می رفتم بیرون که در بازار قدم بزنم در یکی از پاساژها می رفتم که ناگهان چشمم

به یک پسری افتاد  دوباره با حالت مبهوت نگاهش کردم . بیچاره اونو می گی متعجب بود که چرا یک نفر باید با این حال به او نگاه کند غافل از اینکه اون نمی دونست من اورا شبیه فردی دیدم  که می شه گفت دوسش دارم . ولی هنوز هم با اینکه به دقت بهش نگاه کردم نفهمیدم که او بود یا نه .

به هر حال حتی اگه اون هم نبود ولی لااقل باعث شدم تو مخش رفتم . حالا می گین از کجا فهمیدم ..

اون یه جویری نشون داد انگار که اصلا نگاه های متعجب مرا جدی نمی گیرد ولی به محض اینکه به بیرون پاساژ رفتم و منتظر تاکسی شدم چند دقیقه بعد دیدم که اون باعجله به این طرف و آن طرف به دنبال من می گردد که ناقافلی منو دید که اورا دیدم شرمنده شد و آروم سرشو انداخت و رفت داخل پاساژ  .

البته قصه اون کسی رو که دوسش دارم چون محرمانه است  گذاشتمش ادامه مطالب.

  هر کی دوست داره بقیه داستانو بدونه بیاد ادامه مطالب

 


ادامه مطلب


[+] نوشته شده توسط گفته های صادقانه در 11:58 بعد از ظهر | |

مطالب پیشین
نکاتی که کمتر اونا رو شنیدید . .....
رابطه حرف با گوش
مطلبی برای زوج های جوان
مطالبی شنیدنی از ازدواج
مراسم معاشقه در جاي ديگر دنيا
سلامی دوباره
محل انجام آمیزش
تابو
نحوه برخورد صحیح با آقایون
توجه توجه توجه توجه ؟ ؟ ؟ ؟
در آغوش گرفتن و تاثيرات آن در زندگي
آیا واقعا عاشق هستیم یا نه ؟
چرا جذب جنس مخالف خود می شویم
چرا زنان بسمت خیانت كشیده می شوند
مواردی برای جذابیت مردان
مراحل هيجان جنسي
سئوالات اساسی برای شناخت علائق جنسی یکدیگر
شب زفاف و مسائل مربوط به آن
طرز صحبت با یار
خصوصیات ظاهری و قوای جنسی

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.j28.biz & www.TakTemp.com & www.j28.ir